مارالمارال، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 5 روز سن داره

عروسک بابا

خاطرات شيرين مارال جون

1392/2/10 0:24
نویسنده : مامانی
445 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به دختر گلم كه روز به روز ماشاا.. خانم تر و بزرگتر ميشه تو اين چند وقت نه تونستم واست خاطره بنويسم نه عكس جديد از صورت خوشگلت تو وب بزارم  ولي حال كه وقتشو داشتم بزار بگم از شما كه چقدر واسه مامان بابايي دلبري ميكني و ناز مياري من بابا هم كه ميميريم واسه اين كارات . تازگي ها خيلي دوست داري ببرمت بيرون ولي حيف كه نزديك خونمون پارك نيست وگرنه هر روز ميبردمت كلي اونجا بازي كني گاهي وقتا كه اينقدر تو خونه گرم بازي با خودت هستي و بازي هاي جالب و خنده دار با خودت ميكني مثلا يه ظرف بر ميداري و بهم  با اشاره به يخچال و  چند كلمه صحبت كردن با من  ميگي كه بهت يخ  بدم و بريزم تو ظرفت تو هم اينقدر ذوق ميكني و خوشحال ميشي كه يك ساعت با همون يخ اب شده بازي ميكني .با اينكه كلي اسباب بازي داري عاشق بازي با وسيله هايي مثل شيشه دلستر و سيم و دسته پليستشن و چيزاي خرت و پرت ديگه هستي .راستي بگم از قهر كردنت اگه كسي وسيله اي كه تو ميخواي رو بهت نده ازش دور ميشي و ميخوابي رو زمين و با عصبانيت بهش نگاه ميكني لباتو بر ميگردوني كه مثلا ميخواي گريه كني البته من ديگه دست تو رو خوندم و خودمو نميبازم سريع اون وسيله رو بهت نميدم اخه اونجوري ياد ميگيري كه با قهر كردن وسيله رو از كسي بگيري كه اين اصلا درست نيست. خب واسه امروز فكر كنم ديگه كافي باشه دفعه بعد با كلي عكس خوشگل از مارال جونم بر ميگردم. باي تا خاطره بعد دوستاي گلم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عروسک بابا می باشد